معرفی کتاب (1) <شاهنشاه در کوچه دلگشا>
به نام خدا
سرنوشت را باید از سر نوشت...
سلام
(-- برای پی بردن به هدف ما از مطالبی که تحت عنوان "معرفی کتاب" ذکر می گردد، به اولین مطلب از این سری مراجعه کنید.)
معرفی کتاب (1)

توسط: محمد علی شفیعی
لینک منبع: وبلاگ للحق، پست شماره 117
جماعت داشت ساکت و مصمم راه می رفت که شاهنشاه از جگر نعره زدند: " مرگ بر خاندان جلیل پهلوی، مرگ بر رضا شاه فقید، مرگ بر اعلی حضرت همایونی، مرگ بر ولیعهد محبوب، مرگ بر فرحناز، مرگ بر آن کوچولوئه، علی رضا، مرگ بر هویدا، مرگ بر سرآشپز، مرگ بر راننده، مرگ بر..."
جماعت به هر سختی که بود، اعلی حضرت را به کنار خیابان کشاند و اظهارنظرها شروع شد:
- معلوم است از زندانی های قدیمی است.
- بله و الّا این طور جوش نمی زد.
- یک لیوان آب بیاورید، دست و رویش را بشویید...
جماعت به هر سختی که بود، اعلی حضرت را به کنار خیابان کشاند و اظهارنظرها شروع شد:
- معلوم است از زندانی های قدیمی است.
- بله و الّا این طور جوش نمی زد.
- یک لیوان آب بیاورید، دست و رویش را بشویید...
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 0:33 توسط کتاب دار
|